حتی بدون بال،کبوتر کبوتر است.

پارک!!!

نویسنده :محمد مَهدی
تاریخ:جمعه 13 خرداد 1390-05:52 ق.ظ

پنجشنبه رفتم یه پارک نزدیک خونمون ساختن زمین ورزشی داره من رفتم اونجا فوتبال بازی کنم اول که رفتم همه ازم پرسیدن دختری یا پسر؟بعدش یه پسره اومده بهم میگه چجوری اومدی تو؟نگرفتم منظورش چیه بهش گفتم عین ادم!بعد دوزاریم افتاد که اونم اشتباه گرفته!(اخه تو اون قسمت پارک پسرا رو راه نمیدن)بعدش از زمین اومدم بیرون دیدم یه دختره یهویی عین مارمولک چسبید به دیواره زمین والیبال که مامان مامان اینجا رو(با سر به من اشاره کرد)برگشتم دیدم 6_7 نفر زل زدن به من بعدش یکی گفت باید بیان بهش تذکر بدن دیگه دیدم اوضاع خیته جیم زدم گفتم الانه که بیان بگیرنم!!!


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جغد!!!

نویسنده :محمد مَهدی
تاریخ:سه شنبه 10 خرداد 1390-03:50 ق.ظ

جمعه تو یکی ازجلسات استادرائفی پور شرکت کرده بودم دخترا یه ور نشته بودن پسرا یه ور دیگه منم تنهانشسته بودم ردیف اول سمت دخترا.با بچه ها بحث روحیات دختروپسر شد گفت دخترا خیلی احساساتی هستن البته پسرا هم احساس دارن اما دخترا خیلی بیشتر بعدشم گفت من الان بهتون ثابت میکنم:چند تا عکس جسد نشون دادن که نفله شده بودن یکی نصف سرش نبود مغزش هم کنارش بود یکی نصف بدنش نبود اخری هم یه پسر بچه بود که جفت پاهاش انگار ترکشی چیزی خورده بود از زانو قطع شده بود و خونی بود دخترا شروع کردن:ایییییییشششش اوووووففففف و... منم همینطوری داشتم چهارچشمی با دقت این عکسا رو نیگا میکردم(عینکمم زده بودم!)همون موقع استادگفت حالا دیدین شما دارین ایش و اوف میکنین این پسرا عین جغد!!دارن اینجا رو نیگا میکنن...!!!


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic