تبلیغات
I Dont Cry
حتی بدون بال،کبوتر کبوتر است.

بسم الله الرحمن الرحیم(پست ثابت)

نویسنده :محمد مَهدی
تاریخ:چهارشنبه 10 خرداد 1391-03:22 ب.ظ

                          

کویر،انجا که همواره طوفان خیز است وهمواره ارام؛همیشه در دگرگون شدن است و هیچ چیز دگرگون نمیشود؛همچون دریاست،اما نه دریای اب و باران و مروارید و ماهی و مرجان،که دریای خاک و شن و غبار.
انچه در کویر می روید گز وتاق است.این درختان بی باک و صبور و قهرمان،که علی رغم کویر،بی نیاز از اب و خاک و بی چشم داشت نوازشی و ستایشی،از سینه ی خشک و سوخته ی کویر،به اتش سر می کشند و می ایستند و می مانند،هر یک رب النوعی!بی هراس،مغرور،تنها و غریب.
گویی سفیران عام دیگرند که در کویر ظاهر میشوند "این درختان شجاعی که در جهنم می رویند."
اما انچه در کویر زیبا می روید خیال است!این تنها درختی است که در کویر خوب زندگی میکند،می بالد و گل می افشاند و گل های خیال!
خیال،این تنها پرنده ی نامرئی که ازاد و رها،همه جا در کویر جولان دارد.
سایه ی پروازش تنها سایه ای است که بر کویر می افتد و صدای سایش بال هایش،تنها سخنی است که سکوت ابدی کویر را نشان میدهد و ان را ساکت تر می نماید.


                       و من ساکن کویر هستم.

 

سلام دوستان خوش اومدین

به سوالاتون درمورد تی اس در حد اطلاعاتم با کمال میل جواب میدم برای اطلاعات بیشتر هم میتونین به لینک اختلال هویت جنسی(GID)چیست؟ترنسکشوال(TS)کیست؟
 سر بزنید

یا علی(ع)




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نتیجه ی آشنایی مفرط من با دو مقوله ی آشپزی و آرایش!!!

نویسنده :محمد مَهدی
تاریخ:شنبه 10 تیر 1391-05:57 ب.ظ

سلام به همه

دیشب به داییم میگم دیگ به دیگ میگه برو بیکینگ پودر بزن!!! بعدش احساس کردم همه چه جوری

 دارن بهم نیگا میکنن.

 

یه خرده فکر کردم یادم اومد بیکینگ پودر مال اشپزیه ولی دیگه هرچی مخ سوزوندم یادم نیومد پودر

 مورد استفاده تو این ضرب المثل چیه؟

 

اخرش دیگه از خواهرم پرسیدم اون پودری که خانما میزنن که سفید شن اسمش چی بود؟میگه

منظورت کرم پودره؟!!

 

 

اولا که کنکور خدارو شکر خوب بود و تقریبا راضی بودم.

 

دوما که اینترنتمون امروز تموم میشه و معلوم نیست دوباره کی بتونم بیام...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

برام دعا کنین

نویسنده :محمد مَهدی
تاریخ:یکشنبه 28 خرداد 1391-05:32 ب.ظ

سلام

بچه ها برام دعا کنین 8تیر کنکور دارم!!!

یا علی(ع)




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تسلیت

نویسنده :محمد مَهدی
تاریخ:چهارشنبه 17 خرداد 1391-09:22 ب.ظ

 

 

ای زینب(س)

تو کوه صبر باشی و من نگاهم به بی صبرانی باشد که ادعای اسوه بودن دارند ؟!

تو فرمانبردار امام خویش باشی و من غافل از امام حاضر و حیّ خود باشم ؟

یاری ام کن!

کمکم کن تا تو را الگوی زیستنم بدارم و بدانم

یاری ام کن تا چنان باشم که با امام خویش بودی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

میلاد مولود کعبه مبارک

نویسنده :محمد مَهدی
تاریخ:یکشنبه 14 خرداد 1391-08:24 ب.ظ

دل هر چه نظر به وسعت عالم تافت


جز نور تو در عرصه ی آفاق نیافت


 

هنگام نهادن قدم بر سر خاک
 
 
دیوار حرم به احترام تو شکافت
 

 

چند جمله از جملات قصار بسیار زیبای حضرت علی (ع):

 

نه مرگ آنقدر ترسناک است و نه زندگی آنقدر شیرین که آدمی پای برشرافت خود گذارد.

 

خشم خود را فرو خور،که من جرعه ای شیرین تر از آن ننوشیدم و پایانی گواراتر از آن ندیده ام.

 

بخل و ترس و حرص، غرائز گوناگونی هستند که ریشه آنها بدگمانی نسبت به خدای بزرگ است.

 

و یک متن زیبا از ان حضرت:

"بدان؛ خدایی که گنج های آسمان و زمین در دست اوست

به تو اجازه درخواست داده


و اجابت آنرا به عهده گرفته است .

تو را فرمان داده که از او بخواهی تا عطا کند .

در خواست رحمت کنی تا ببخشاید

و خداوند بین تو و خودش کسی را قرار نداده تا حجاب و فاصله ایجاد کند

و تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری
و در صورت ارتکاب گناه در توبه را مسدود نکرده است .


در کیفر تو شتاب نداشته
و در توبه و بازگشت بر تو عیب نگرفته است .

در آنجا که رسوایی سزاوار توست رسوا نساخته

و برای بازگشت به خویش شرایط سنگینی مطرح نکرده است .

در گناهان تو را به محاکمه نکشیده

و از رحمت خویش ناامیدت نکرده

بلکه بازگشت تو را از گناهان نیکی شمرده است .

هر گناه تو را یکی , و هر نیکی تو را ده به حساب آورده

و راه بازگشت و توبه را به روی تو گشوده است .

هر گاه او را بخوانی ندایت را میشود

و چون با او راز دل گویی راز تو را میداند .

پس حاجت خود را با او بگوی

و آنچه در دل داری نزد او بازگوی

غم و اندوه خود را در پیشگاه او مطرح کن

تا غمهای تو را بر طرف کند

و در مشکلات تو را یاری رساند ."

 

علی(ع) یارتون




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ملا و می فروش

نویسنده :محمد مَهدی
تاریخ:شنبه 13 خرداد 1391-06:03 ب.ظ

مرد پولداری در کابل، در نزدیکی مسجد قلعه فتح الله رستورانی ساخت که در آن موسیقی بود و رقص و به مشتریان مشروب هم سرویس می شد.
ملای مسجد هر روز موعظه می کرد و در پایان موعظه اش دعا می کرد تا خداوند صاحب رستوران را به قهر و غضب خود گرفتار کند و بلای آسمانی را بر این رستوران که اخلاق مردم را فاسد می سازد، وارد کند.

یک ماه از فعالیت رستوران نگذشته بود که رعد و برق و توفان شدید شد و یگانه جایی که خسارت دید، همین رستوران بود که دیگر به خاکستر تبدیل گردید.
ملای مسجد روز بعد با غرور و افتخار نخست حمد خدا را بجا آورد و بعد خراب شدن آن خانه فساد را به مردم تبریک گفت و علاوه کرد: اگر مومن از ته دل از خداوند چیزی بخواهد، از درگاه خدا ناامید نمی شود.

اما خوشحالی مومنان و ملای مسجد دیر دوام نکرد. صاحب رستوران به محکمه شکایت کرد و از ملای مسجد تاوان خسارت خواست.
ملا و مومنان البته چنین ادعایی را نپذیرفتند.
قاضی هر دو طرف را به محکمه خواست و بعد از این که سخنان دو جانب دعوا را شنید، گلو صاف کرد و گفت: نمی دانم چه حکمی بکنم. من هر دو طرف را شنیدم. از یک سو ملا و مومنانی قرار دارند که به تاثیر دعا و ثنا باور ندارند از سوی دیگر مرد می فروشی که  تاثیر دعا را باور دارد.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مشکل خودته!

نویسنده :محمد مَهدی
تاریخ:یکشنبه 7 خرداد 1391-01:21 ب.ظ

موشی در خانه تله موشی دید، به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد همه گفتند:
تله موش مشکل توست و به ما ربطی نداره
چند روز بعد ماری در تله افتاد و زن خانه رو که به سراغش رفته بود گزید؛
بازماندگان از مرغ برایش سوپ درست کردند، گوسفند رو برای عیادت کنندگان طبخ کردند و گاو را برای مراسم ترحیم کشتند و تمام این مدت موش در سوراخ می نگریست و می گریست...
 
خیلی اوقات به راحتی با رفتار و گاها با گفتارمون میگیم
مشکل خودشونه!



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پایگاه 2

نویسنده :محمد مَهدی
تاریخ:شنبه 16 اردیبهشت 1391-01:27 ب.ظ

سلام

اولا معلومه که اینترنتمون درست شد و اینجانب برگشتم(منم البته کرم ریختم و به خواهرم نگفتم درست شده بذار بچه یه خرده درس بخونه )

چند روز پیش بچه ها تو پایگاه کلاس داشتن اما در کلاسشون قفل بود سرایدار هم نبود تخته هم نداشتن زنگ زدن استادشون کنسلش کردن منم دلم براشون سوخت رفتم قفل درو باز کردم

چه کنیم دیگه مردشون منم ازم انتظار دارن

پ.ن:پایگاه مطالعاتی نماز خونه ی مدرسه ی قبلیمه که توش میز و صندلی گذاشتن شده پایگاه بچه هاش منو میشناسن.

پ.ن 2:بچه ها تو پایگاه بهم میگن امین!سلیقه شون خیلی شبیه مامانمه!از مامانم هم وقتی میپرسیدم من اگر پسر میشدم اسممو چی میذاشتی میگفت محمد امین!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

یه مدت غیبت...

نویسنده :محمد مَهدی
تاریخ:سه شنبه 12 اردیبهشت 1391-12:29 ب.ظ

سلام

شرمنده اینترنتمون تموم شده احتمالا حالاحالاها نیستم!

فعلا یا علی(ع)




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

غمی غمناک

نویسنده :محمد مَهدی
تاریخ:یکشنبه 3 اردیبهشت 1391-12:56 ب.ظ

شب سردی است و من افسرده

راه دوری است ،و پایی خسته.

تیرِگی هست و چراغی مرده.

می کنم، تنها از جاده عبور:

دور ماندند ز من ادمها.

سایه ای از سر دیوار گذشت،

غمی افزود مرا بر غمها.

فکر تاریکی و این ویرانی

بی خبر امد تا با دل من

قصه ها ساز کند پنهانی.

نیست رنگی که بگوید با من

اندکی صبر، سحر نزدیک است.

هر دم این بانگ برارم از دل:

وای، این شب چقدر تاریک است!

خنده ای کو که به دل انگیزم؟

قطره ای کو که به دریا ریزم؟

صخره ای کو که بدان اویزم؟

مثل این است که شب نمناک است.

دیگران را هم غم است به دل ،

غم من ، لیک ،غمی غمناک است.

سهراب سپهری(مرگ رنگ)




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :13
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...